2- زاهِدٌ حاکِمٌ حَلیمٌ شُجاعٌ *** فاتِکٌ ناسِکٌ فَقیرٌ جَوادُ
3- شیَمٌ ما جُمِعْنَ فی بَشَرٍ قَـ ـطُ *** وَ لا حازَ مِثْلَهُنَ الْعِبادُ
4- خُلُقٌ یُخْجِلُ النَسیمَ مِنَ اللُطْـ ـفِ *** وَ بَأْسٌ یَذوبُ مِنْهُ الْجَمادُ
5- ظَهَرَتْ مِنْکَ لِلْوَرَی مُکْرَماتٌ *** فَأقَرَتْ بِفَضْلِکَ الحُسادُ
6- إنْ یُکَذِبْ بِها عِداکَ فَقَدْ *** کَـ ـذَبَ مِنْ قَبْلُ قَوْمُ لوطٍ وَ عادُ
7- جَلَ مَعْناکَ أنْ یُحیطَ بِهِ الشِعَـ ـر ***ُ وَ یُحْصی صِفاتِهِ النَقادُ
1 ـ ای أمیرالمؤمنین! در اخلاق و شِیَم تو صفات متضادی با هم جمع شدند و بدین جهت حریفان و همقطاران و هم انبازانِ تو نادرالوجود شده و نتوانستند در صحنة عالم خودی نشان دهند. 2 ـ چون تو هم زاهد بودی و هم حاکم ، و حلیم بودی و در عین حال شجاع ، شمشیر زن بی باک بودی و در عین حال اهل عبادت و دعا، فقیر بودی و در عین حال بخشاینده . 3 ـ اینها صفاتی است از اضداد که تا بحال در هیچ بشری جمع نشده و هیچیک از بندگان نتوانسته اند مثل آن را حائز گردند و در خود بوجود آورند. 4 ـ تو چنان اخلاق نیکو و لطیف و ملایمی داشتی که لطافت آن نسیم لطیف را شرمنده میکند، و در عین حال شدت و صولتی داشتی که از قهرش جمادات ذوب میشوند. 5 ـ از تو کرامت ها و عجائبی سر زده و برای اهل عالم ظاهر گشته است تا جائی که ناچار، حسد برندگان بر تو، همه به آنها، اعتراف و اقرار نموده اند. 6 ـ اگر دشمنان تو آنها را تکذیب کنند تازه نیست ؛ قبل از آن هم قوم لوط و قوم عاد پیامبران خود را تکذیب نمودند. 7 ـ معانی موجودة در تو و واقعیت و حقیقت تو عالی تر و راقی تر است از آنکه بتواند شعر، آنها را در خود بگنجاند و بر آنها محیط شود، و بزرگتر است از آنکه بتوانند نقادان و حسابگران آنها را به شمارش درآورند
صفی الدین حلی (متوفی752 قمری)
برچسب:
نویسنده: هلیا محمودی