⚡️واکاوی حادثه «ایران مال» و تغییر مرجعیت نسل Z از افق «الهیات عملی»
✍️ به قلم: سید علی بطحائی
مقدمه:
حادثه ایرانمال در مرداد ۱۴۰۵، تنها یک ازدحام چندساعته نبود؛ بلکه نشانهای از تغییر عمیق در نظام مرجعیت فرهنگی - دینی ایران بود. نسلی که برای دیدار یک یوتیوبر از سراسر کشور به پایتخت می آید، ساعت ها انتظار میکشد و حتی پس از لغو برنامه امیدش را از دست نمیدهد و این رخداد پرسشی بنیادین پیش روی نهادهای دینی و فرهنگی قرار میدهد وقتی مرجعیت از کتابخانه به صفحه «اکسپلور» کوچ میکند، وظیفه نهادهای دینی، رسانه ای و فرهنگی چیست؟ ریچارد اوسمر در کتاب «درآمدی بر الهیات عملی»، روشی چهارمرحلهای برای تشخیص و مداخله در مسائل اجتماعی ارائه میدهد که میتواند پاسخگوی چالش ایران مال باشد. این روش که مبتنی بر «گوش دادن فعالانه»، «تفسیر حکیمانه»، «تشخیص هنجارانه» و «عمل راهبردانه» است، این قابلیت را میدهد بجای برچسب زنی و ادیشنپیچی شتابزده، به درک عمیقتری از واقعیت برسیم. به همین مناسبت و همزمان با انتشار نخستین ترجمه از این کتاب به زبان فازسی نکاتی در این زمینه اشاراتی خواهیم داشت.
1️⃣ گام اول: توصیف تجربی حادثه ایران مال (چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟)
«گوش دادن کاهنانه»؛ شنیدن صدای نسلی که در رسانههای رسمی نیست. مطابق گزارشها، رویداد ایرانمال با استقبال نزدیک به پنج هزار نفر در کمتر از ده دقیقه مواجه شد. اما آنچه اهمیت دارد، فراتر از آمار است:
- نوجوانانی که از مشهد، اصفهان، اردبیل و کردستان به تهران آمدهاند.
- خانوادههایی که ساعتها منتظر میمانند و میگویند: «اگر الان برویم و بعد نیما بیاید، چه جوابی به بچه هایمان بدهیم؟»
- جمعیتی که برای دیدن یک چهره شبکههای اجتماعی، خطر ازدحام را به جان میخرند.
این پدیده، نشانهای از شکاف عمیق میان «زیست رسانهای نسل بهروز» و «فضای رسمی فرهنگی» کشور است. نسلی که قهرمانان خود را نه از تلویزیون، سینما یا کتاب، که از دل الگوریتمهای شبکههای اجتماعی انتخاب میکند.
در تشخیص مسئله به شیوه اوسمر ما با یک تغییر پارادایم در مرجعیت فرهنگی روبهروییم؛ نسلی که نویسندگان و اندیشمندان را نمیشناسد، اما ساعت ها محتوای یک یوتیوبر را دنبال میکند و اصطلاحات و سبک زندگی او را تقلید مینماید.
2️⃣گام دوم: تفسیری (چرا این اتفاق افتاد؟)
«حکمت خردمندانه» از نظر الهیات عملی اوسمر یعنی ریشهیابی در لایههای فرهنگ، اقتصاد و روانشناسی
برای پاسخ به «چرا»، باید به چند لایه توجه کنیم:
1. اقتصاد توجه: شبکههای اجتماعی بر پایه جلب توجه عمل میکنند؛ محتوای سرگرمکننده، چالشی و کوتاه، با سرعتتر از یک گفتوگوی علمی یا معرفی کتاب دیده میشود.
2. شکاف نهادی: رسانههای رسمی همچنان بر چهرههای سنتی متمرکز هستند، در حالی که نسل نوین با چهرههایی زندگی میکند که اساساً در این رسانهها حضور ندارند.
3. نیاز به تعلق: نوجوانان امروز در فضای مجازی، نوعی «صمیمیت ذهنی» با تولیدکنندگان محتوا ایجاد میکنند که گاه از ارتباط با معلم یا حتی خانواده پررنگتر است.
4. ضعف سرمایه فرهنگی: در سالهای اخیر، نشستهای فرهنگی و رونمایی کتاب با جمعیتی محدود برگزار میشود؛ این یعنی نهادهای فرهنگی نتوانستهاند جایگاه خود را در زیست روزمره نسل Z حفظ کنند.
ریشهیابی: آنچه در ایرانمال رخ داد، نه هیجانی زودگذر، که برآیند سالها غفلت از تغییر ذائقه فرهنگی و واگذاری میدان به الگوریتمهاست.
3️⃣گام سوم: هنجاری (چه باید اتفاق بیفتد؟)
«تمییز نبوی» از نظر الهیات عملی اوسمر یعنی بازگشت به اصول مشترک و بازتعریف مرجعیت. بر پایه اصول کرامت انسانی، عدالت فرهنگی و حکمت، باید از برچسب زنی و ادیشنپیچی شتابزده دست کشید. این گام می تواند تا حد انقلابی در نحوه مواجهه رهبران دینی با مسائل جامعه ایجاد کند.
مطابق اصول الهیات عملی، باید از خود بپرسیم: «چه وضعیتی مطلوب است و طبق چه معیارهایی باید قضاوت کنیم؟»
اصول کلیدی:
1. کرامت انسانی: نسل بهروز شایسته تحقیر یا نادیده گرفته شدن نیست. آنان شهروندانی با نیازهای فرهنگی و معنوی خاص خود هستند.
2. عدالت فرهنگی: دسترسی به الگوهای اصیل و عمیق، حق همه نسلهاست. اگر نهادهای فرهنگی این نیاز را تأمین نکنند، دیگران (الگوریتمها) این خلأ را پر میکنند.
3. حکمت و معرفت: جامعه به الگوهایی نیاز دارد که هم «جذاب» باشند و هم «عمیق». تقابل میان این دو، یک اشتباه راهبردی است.
بازتعریف نقش روحانی و مبلغ: اوسمر در کتاب خود، روحانی را از «سخنران» به «تشخیصگر و کنشگر اجتماعی» تبدیل میکند. در این رویکرد، مبلغ پیش از هر چیز «شنونده» است؛ کسی که دردها و پرسشهای نسل تازه را میشنود و سپس طبق اصول دینی و اخلاقی، پاسخ میدهد.
راهبرد پیشنهادی: نهادهای دینی و فرهنگی باید از «ادیشنپیچی قبل از تشخیص» دست بردارند و ابتدا به «گوش دادن فعالانه» به زبان و نیازهای نسل بهروز بپردازند.
چهارمین گام: عمل راهبردی (چگونه به حادثه ایران مال پاسخ دهیم؟)
«رهبری خدمتگزار» از نظر الهیات عملی اوسمر یعنی از نظریه تا عمل مشترک
در این مرحله، طبق سه گام پیشین، راهکارهای عملی تدوین میشود:
1. طراحی «دورههای الهیات عملی» در حوزههای علمیه: آموزش روش چهارگام اوسمر به مبلغان و روحانیون، تا آنان بتوانند با زبان نسل بهروز ارتباط برقرار کنند.
2. تعریف «پروژه مشترک تقریبی»: همکاری شیعه و سنی در حوزه فرهنگ و رسانه. «همکاری عملی» بهترین راه برای تبدیل «دیگری» به «برادر» است. روحانیون شیعه و سنی میتوانند با هم، کارگاههای «سواد رسانهای» برای نوجوانان برگزار کنند و به جای مناظرات بیحاصل، به حل مشکل مشترک بپردازند.
3. تولید محتوای دینی با جذابیت رسانهای: استفاده از ظرفیت یوتیوبرها و تولیدکنندگان محتوای متعهد برای انتقال معارف دینی در قالبی جذاب و در روز جاریی.
4. بازسازی سرمایه فرهنگی در مدرسه و دانشگاه: تقویت برنامههای مهارتهای اجتماعی و تفکر انتقادی، تا نسل Z در مواجهه با الگوریتمها، توانایی تشخیص و انتخاب آگاهانه داشته باشد.
5. تأسیس «مراکز تشخیص و مداخله فرهنگی»: نهادهای فرهنگی با استفاده از روش اوسمر، به جای واکنش شتابزده، به تشخیص دقیق مسائل و طراحی راهکارهای علمی و بومی بپردازند.
النهایه: روش چهارگام اوسمر، به ما فرصت میدهد از بحران ایرانمال به عنوان فرصتی برای بازسازی سرمایه فرهنگی استفاده کنیم. این روش، روحانی و مبلغ را از «سخنران» به «تشخیصگر و کنشگر اجتماعی» تبدیل میکند و زمینهساز همگرایی دینی و همکاری عملی میان پیروان مذاهب میشود. به تازگی ترجمه ای روان از کتاب اوسمر با عنوان «درآمدی بر الهیات عملی» با ترجمه سرکار خانم سامانه فیضی از سوی انتشارات دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی ارائه شد. این اثر و چهار گام اوسمر، نقشه راهی کاربردی و مطمئن برای نهادهای فرهنگی و دینی کشور در مواجهه با چالشهای عصر بهروز و نسل Z است. مطالعه و استفاه از شیوه این اثر برای فعالان فرهنگی و رسانه ای و نهادهای تبلیغی حوزه و دانشگاه نه یک ضرورت؛ بلکه فوریت دارد.
برچسب:
نویسنده: هلیا محمودی